تبليغاتX
اتو موبایل

اتو موبایل

خوش آمدید دست خالی نرو بیرون

سرزمين عاطفه


در سرزمين عاطفه هايم چون گل روئيدی و من باغبانی آموختم ،

 اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد؟

 آيا هيچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی يک قطره شبنم

 يا يک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟


 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 11:53  توسط   | 

بخواب

بخواب همچو مهتابی که آرام پشت کوه ها می رود

 و مرا از پرتوش بی نصیب می دارد

تو نیز بخواب و مرا از عشقت بی نصیب دار

باشد که عشق در وجوت بماند،

و آنچنان وجودت از عشق آکنده شود

که ذره ذره ی وجودت را بگیرد

آنگاه عشق از وجوت سرریز شود…

باشد که پرتوی از ذره های لبریز شده اش به من بتابد

و مرا از زمین و زمان بی نیاز سازد

ای امید نا امیدی های من

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 11:29  توسط   | 

از طرف دوست

 

میخوام که با دست خیال خدا رو نقاشی کنم

رو زانوهاش اشک بریزم هوا رو بارونی کنم

گریه کنم واسش تموم ....سر روی پاهاش بزارم

بگم غریبم بی نشونم برس به دادم

میخوام رو تار و پود شب مقصد بی هدف برم توی این هوای بی نفس برم به آخر برسم

برم یه جای که تو باشی و بی کسی هام

تو سرنوشتم دست ببرم تا بهشت باهات بیاد......

تو نفس آخر عشق تنها تر از خدا شدم اشکی نمونده تو چشام با گریه بی وفا شدم

غصه شکسته دلمو آخر این سفر کجاست...... ؟

وقت بریدنه منه دلهر از دلم جداست تنها تر از خیال تو دل و به دریا میزنم

منو صدا کن که میخوام دل از جدای بکنم دستامو بگیر میدونم که توی اون همیشه با من

اینو اون مهال ممکن مثل اشک شیشه با من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/27ساعت 19:46  توسط   | 

 

برای آمدنت انتظار کافی نیست


دعا و اشک و دلی داغدار کافی نیست


خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی


دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 2:30  توسط   | 

گل

کسي رو دوست داشته باشي ؛ نمي توني تو چشماش زول بزني ؛ نمي توني دوري شو تحمل کني ؛ نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري ؛ نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري ؛ واسه همينه که عاشقا ديوونه آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است ؛ كسي كه بكوشد صاحب گلي شود؛ زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد؛ اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند؛ چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق مي ميرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 2:8  توسط   | 

کدوم ستاره

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم

تا کجا بي خبر از حال تو باشم

مگه ميشه از تو دل بريد و دل کند

بگو مي خوام تا ابد مال تو باشم

از کسي نيس که نشوني تو نگيرم

به تو روزي ميرسم من که بميرم

هنوزم جاي دو دستات خالي مونده

تا قيامت توي دستاي حقيرم

خاک هر جاده نشسته روي دوشم

کي مياد روزي که با تو روبرو شم

من که از اول قصه گفته بودم

غير تو با سايه م نمي جوشم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 2:14  توسط   | 

زندگي

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.

زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.

زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.

زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.

زندگي تك تك اين ساعتهاست،

 زندگي چرخش اين عقربه هاست،

 زندگي راز دل مادر من.

 زندگي پينه ي دست پدر است،

 زندگي مثل زمان در گذراست،

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 2:24  توسط   | 

چشمانت قسم

 

اگر باغ نگاهم پر ز خار است

 

‌ گلم تاراج دست روزگار است

 

 به چشمانت قسم با بودن تو 

 

 زمستانی ترين روزم بهار است.

 

بقیه مطالب رو تو ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 16:17  توسط   | 

اس ام اس

مگه ميشه نباشي تو حرير خاطرم
مگه ميشه نگذري از کنار پنجره ام
مگه ميشه بي هوات لحظه اي نفس کشيد
مگه ميشه بي چشات رنگ خوشبختي رو ديد


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/06ساعت 16:9  توسط   | 

یک غزل سرد

یک غزل سرد
 

با آخرین جرعه نفس

 

و بارانی از دست های بی تپش

 

یک افسوس کهنه

 

با نوازش لبهای خواب

 

و غباری از جنس تردید

 

 . . . و من

 

که هنوز هم در رویای پرواز

 

                                 پیله میزنم

با خیالی آشنا

 

که دور دستها پرواز را برای شاهین ها

 صرف می کند .             

                                           مانیا وارسته

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 22:26  توسط   | 

نيمكت كهنه

نيمكت كهنه باغ


خاطرات دورش را


در اولين بارش زمستانی


از ذهن پاك كرده است


خاطره شعرهايی را كه هرگز نسروده بودم


خاطره آوازهايی را كه هرگز نخوانده بودی

love.gif

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 19:36  توسط   | 

دنيای سنگ

گر دنيای ما دنيای سنگ است

 

بدان سنگينی سنگ هم قشنگ است

 

 اگر دنيای ما دنيای درد است

 

بدان عاشق شدن از بحررنج است

 

اگر عاشق شدن پس يک گناه است

 

 دل عاشق شکستن صد گناه است

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/31ساعت 12:29  توسط   | 

آه دلم

 

ميخوام برم از اين ديار


شکوه کنم ز روزگار


ای دل تنگ بيقرار


چه کنم ز کار کردگار


آه دلم آه به دلم


دوای درمونم رفت


گل تو شمعدونم رفت


مرغ غزل خونم رفت


کبوتر بونم رفت


چکارکنم به دلم


آه دلم آه به دلم

آه ه ه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/30ساعت 13:19  توسط   | 

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگری

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگری

 

دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری

 

 من سخاوت ديده ام دل را به هرکس می دهم

 

شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/29ساعت 14:33  توسط   | 

گريه

اگر با گريه دريايی بسازم

‌اگر با خنده رويايی بسازم

 اگر خنده شود در من فراموش

اگر گريه شود با من هم آغوش

 تو را هرگز نخواهم كرد فراموش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 14:22  توسط   | 

فقط او

roseفقط او را صدا کردم نیامد

love struck تمام شب دعا کردم نیامد

rose به من گفت باید با وفا بود 

love struck به عهدش هم وفا کردم نیامد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 14:30  توسط   | 

تنها بخند

 

roseگفتمش دل ميخری؟

 گفت چند؟

roseگفتمش دل مال تو،

 تنها بخند

roseخنده كردو دل ز دستانم ربود

 

rose تا به خود باز آمدم او رفته بود

 

 roseدل زدستانش به خاك افتاده بود

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 14:20  توسط   | 

گل من

گل من گوهر من کاش اینجا بودی


جان من جوهر من کاش اینجا بودی


اگر اینجا بودی خانه خاموش نبود


آینه حوصله داشت گل فراموش نبود


وزن قلبم سنگین غربت آهنگ نبود

 

ساعت دیواری خسته از زنگ نبود


کاش اینجا بودی جان من جوهر من


کاش اینجا بودی

کاش اینجا بودی


باتو بودن ای کاش تا ابد ممکن بود


لحظه های دیدار تا ابد ساکن بود


اگر اینجا بودی زندگی وسعت داشت


غزل ناگفته به قلم رغبت داشت


کاش اینجا بودی جان من جوهر من


کاش اینجا بودی

کاش اینجا بودی


گم ترین پیدایی دوری و اینجایی


با همه دوری ما این همه فاصله ها


همه جا سرشار است ار هوایت اینجاست

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/24ساعت 17:0  توسط   | 

یار حافظ

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی امگیخت

آخ از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت زبی مهری یار

طالع بی شفقت ببین که دگر بار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

واه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبرو با یاره وفادار چه کرد

ساقیا بادا بیاور که نگارنده غیب

کس ندانست که در پرده اسرار چه کرد

آن که هر نقش زدی دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم بر دل حافظ می سوخت

یاره دیرینه ببینید که  با یار چه کرد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/24ساعت 14:33  توسط   | 

آرزوهای من

مشکلات به سبکی هوا 

 

 عشق به عمق اقيانوس 

 

 دوستی به محکمی الماس 

 

 موفقيت به درخشانی طلا ...

 

 اينها آرزوهای من برای توست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 18:37  توسط   | 

عشق يعني

 

عشق يعنی يك سلام و يك درود

 

عشق يعنی درد و محنت در درون

 

عشق يعنی خون لاله بر چمن

 

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

 

عشق يعنی آتشی افروخته

 

 عشق يعنی با گلی گفتن سخن ...


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 23:29  توسط   | 

می شکنم


من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم

اگر از ياد تو يادی نکنم می شکنم

بر لب کلبه ی محصور وجود

من در اين خلوت خاموش سکوت

اگر از ياد تو يادی نکنم

می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم

 تک و تنها

می شکنم به خدا می شکنم                              

                                 


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/20ساعت 15:38  توسط   | 

باارزشترين

به من بگو چه کسي درعشق مثل من است

اي باارزشترين انسان

عشق تو سالهاست
که در ذهنم وجود دارد 

آتش دلتتگي و اشتياقم

اي گرانبهاترين انسان

واي واي اي واي

چه به روز من آمده است 
 

از من نپرس نه نپرس

که من عاشق چه کسي هستم


غير ازتو کس ديگري در قلبم وجود ندارد

و من عاشق توهستم
 
عزيزم از من نپرس

که چه کسي مانند من دوستت دارد

جواب را در خودت خواهي يافت
جواب اين سوال در قلب توست
آتش عشقت مدتهاست که در من شعله مي کشد
اي واي
کجاست آن همه اشتياق تو که براي ديدن من بود
اي کسيکه مانند چشمم برايم ارزش داري
اشتياق قلبت و مهربانيت
اي واي
واي واي اي واي
تو من را فراموش کرده اي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/19ساعت 23:26  توسط   | 

تو کی هستی

 

تو کی هستی كه عشق تو هنوز در قلب من ادامه داره

 

تو کی هستی که یک لحظه هم نمی تونم فراموشت کنم

 

تو کی هستی که اگر یک روز از من دور بشی

 

این عشق توئه که با مهرباني به من زندگي مي ده

 

کاش میشد برای مدتها پيشم باشی

 

چقدر آن ساعت ها برایم شیرین میشد

 

کاش میشد برای مدتها کنارم باشی باعث مي شدي زندگیم را فراموش كنم

 

اصلا تو خودِ زندگی هستی!  بدون تو زندگی نمی کنم

 

نمی خواهم از من دور بشی

 

لحظه ها را مي شمارم اگر از پيشم بري. با دوري ات مرا ديوانه مي كني

 

خيلي وقت است که فکرم را به خودت مشغول کرده ای

 

خيلي وقت هم هست كه چشم من خواب نداره

 

با مهربانيِ تمامِ وجودم ،  تو را ملاقات مي كنم

 

با مهربانی! تو شیرین ترین عشقی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/19ساعت 21:58  توسط   | 

اگه چشمات تر شد

اگه چشمات تر شد

 اگه دلت تنگ شد

اگه ديگه نبود كسی

اميد و هم نفسی 

 بدون كه هست اينجا كسی

 

كه تو واسش همه كسی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 15:33  توسط   | 

می شود خريد

می شود ای دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟

 

يا برای آسمان ها روی ماهت را خريد؟

 

 من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است

 

می شود آيينه شد يه لحظه آهت را خريد؟


+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 12:26  توسط   | 

عشق چیست :

 

عشق چیست :

 

 به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد

 

 به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد

 

 به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد

 

 به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

 

 به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد

 

 به انسان گفتم عشق چيست؟

 

 اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/15ساعت 12:8  توسط   | 

بازم کاش

بازم کاش

 

کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگی ام نقاشی روی ديوار بود

 

 اي کاش کودک بودم تا از ته دل می خنديدم

 

نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم

 

 اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد

 

 با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/14ساعت 12:20  توسط   | 

کاش

 

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ی فردا نبود

 

 

 کاش بودی تا برای قلب من زندگی اين گونه بی معنا نبود

 

 

کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دريا نبود

 

کاش . . .

 

کاش . . .

 

کاش . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/14ساعت 12:10  توسط   | 

دوست من

 دوست من، به جاي دسته گلی که فردا بر مزارم می گذاری،

 

 امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن.

 

به جاي سیل اشکی که فردا بر قبرم می ریزی،

 

 امروز با تبسمی شادم کن .

 

به جاي متنهاي تسلیت گونه ای که فردا در روزنامه ها می نویسی،

 

امروز باپیامهای کوچک خوشحالم کن .

 من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا                      

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/13ساعت 18:18  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر